الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
231
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
مستقر كردند و يك گروه جنگجو و قوى را به فرماندهى خالد بن وليد در مقابل مقر فرماندهى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مستقر كردند . آن روز تا اوايل شب مسلمانان براى جلوگيرى از عبور مشركان از خندق در سنگرهاى خويش ماندند و با آنها مقابله كردند . . . « 1 » و هيچ كس قادر نبود كه از جاى خويش تكان بخورد . . . و اصحاب آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله مىگفتند : اى رسول خدا ، نماز نخواندهايم ! آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله هم مىگفت : به خدا قسم كه من هم نماز نخواندهام ! ( 1 ) پس از آن مشركان متفرق شدند و قريش به اردوگاه خود و غطفان نيز به اردوگاه خويش بازگشتند و مسلمانان در كنار خيمه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كه قرارگاه آنها بود جمع شدند ؛ اما اسيد بن حضير به همراه دويست نفر از مسلمانان در كنارهء خندق به نگهبانى ايستادند و در اين هنگام ، عدهاى از اسب سواران دشمن به فرماندهى خالد بن وليد كه وحشى هم در ميان آنها بود ، بر مسلمانان حمله كردند و مىخواستند كه مسلمانان را فريب دهند . پس ساعتى با هم درگير شده و به سوى همديگر سنگ و تير پرتاب كردند و در اين حال وحشى با نيزهء كوچكى طفيل بن نعمان انصارى را هدف قرار داد و او را به شهادت رساند . هنگامى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به چادر فرماندهىاش رفت ، به بلال دستور داد كه اذان بگويد و آنگاه نماز ظهر را به بهترين صورتى كه در هنگام صلح به جاى مىآورد ، اقامه كرد . سپس نمازهاى عصر و مغرب و عشاء را هم با همين منوال به جاى آورد . « 2 » بنى مخزوم ديهء يك مرد كامل را براى نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرستادند تا جنازهء نوفل بن عبد الله مخزومى را كه در خندق افتاده و با سنگاندازى كشته شده بود ، تحويل بگيرند . امّا رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فرمود : جنازهاش همانند مردهء يك الاغ است ! و كراهت داشت كه ديهء آن را بگيرد . « 3 » ( 2 ) زخمى شدن سعد بن معاذ به دنبال تيراندازى بين دو لشكر ، ابن عرقه تيرى را به سوى سعد بن معاذ پرتاب كرد كه تير به سياهرگ دستش اصابت كرد . هنگامى كه وى تير را انداخت ، گفت بگير اين تير را كه من ابن عرقة هستم . سعد بن معاذ هم در جوابش گفت : خداوند رويت را با آتش جهنم بسوزاند !
--> ( 1 ) . در اين متن آمده است كه با آنها مقاتله ( جنگ ) كردند و ظاهرا آنچه را كه ما نقل كردهايم ، صحيح مىباشد ؛ زيرا در خندق جنگ چندانى نبوده ، مگر براى لحظاتى . ( 2 ) . و در تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 50 آمده است كه اين در روز سوم بوده است . ( 3 ) . واقدى ، ج 2 ، ص 472 - 474 . و در مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 198 آمده است : مشركان ده هزار دينار براى نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرستادند تا جنازهء عمرو را تحويل بگيرند ؛ امّا آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : آن را ببريد ، ما پولى براى جنازه نمىگيريم .